![]() |
![]() |
|
| عشق زیباست خدا زیباست |
|
اي يار اگر قصد جدايي داري يادت نرود خاطره اي بگذاري اي كاش كه در محفل ما مي ماندي باز آي كه در قلب همه جا داري چندي به خوشي رفت به جمع ياران يادت نرود تازه كني ديداري جز زحمت اگر بدرقه اي از ما نيست يادت نرود نامه يمان برداري م.نادر |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت توسط یه بنده خدا |
|
غمی غمناکشب سردی است و من افسرده با تشکر از هیچکس |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تفدیم تو باد گویند که لحظه ای است روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد سال نو مبارک. امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و پیروزی پیش رو داشته باشید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
السلام علیک یا ابا صالح المهدی بهترین سلامهای عاشقانه را ضرب در تمام یاسهای صد بهار عشق می کنم و به زیباترین بهانه ی دلتنگی ، از جنس انتظار می آمیزم و نثار چشم های روشنت می کنم . ای سپیده دم ، ای طلوع منتظر ! سلام من ، سلام دل ، سلام چشم های مانمده پشت در ، سلام بیت بیت شعرهایم ، سلام قطره قطره اشکهایم تقدیم تو باد ! هر زمان که پشت پلک های خیس انتظار ، دلم هوای تو را کرد و مثل عصر جمعه ها گرفت ، برای تو ای شکوه جمعه ها ، خطی از دلم روانه می کنم . می نگارم از ته دلم ، دل نوشته ای به وسعت بهار تا میان قلب هایمان پلی شود و من برای چشم تو راز گریه های نیمه شب ، چشم انتظاری غروب جمعه ها ، شِکوه های عاشقانه را با تمام بغض های وانگشته ام درد دل کنم . از خودم ، از هوای کوچه های بی عبور و ساکت دلم ، چشم های مانده پشت قاب های پنجره ، از عبور جمعه های دلواپسی ، از تمام لحظه های بی کسی ، با زبان واژه های درد با تو شِکوه سر کنم . مرا که می شناسی ای دل صبور حادثه ، یک غریبه از میان پابرهنگان سرزمین خسته ، خسته از جفایم ، از کویر زخمی که در عطش عدل تو می سوزد ، از هوایی که در آن دیری است باران نباریده است جز زلال اشکهای کودکان ، پشت یک وداع آتشین ، مرا خوب می شناسی ، به دعوت دل تو عاشقت شدم ، مگر بدون اجازه ی تو می شود عاشق شد ؟ مولای من ! جمعه ها از پی هم می آیند ولی تو نیامدی . مولای من کجایی و شهر صفا کجاست ؟ عجیب پس کوچه های غربت دلگیر است . ای گل نرگس ! هر شب که در صفای محراب عشق به معراج می روی ، دعا کن که از سفر برگردی و چشمان عاشقمان را به اشک شوق تر کنی . دعا کن که از سفر برگردی . راستی مهربان من ! نامه ام را با کدامین نشانه و به کدامین نشانی روانه کنم و به دست کدامین قاصد بسپارم . نمی دانم چرا گفته اند که دل نوشته ی سبزم را به امواج آب ها بسپارم ؟ شاید تمام آب ها و آبی ها در جستجوی چشمه چشمان تواند و تو را خواهند یافت و نامه ام را به قلب نازنین تو خواهند سپرد . پس من نامه ام را به جاری اشک هایم می سپارم و روی قطره هایش می نویسم : برسد به دست یارم ! لحظه شمار دیدار تو ، عاشق بی قرار تو |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهی آمد آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا توی این شبهای سرما یادتون همیشه با ما شب یلدای خوبی رو برای شما آرزو می کنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام آذر 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
اگه بری شعرای من دیگه مخاطب ندارن
می خوای بری نگاه بکن ببین گلا تب ندارن ببین خدا رو خوش می یاد دنیا رو از هم بپاشی خدا رو خوش میاد که تو دیگه پیش من نباشی ببین خدا رو خوش میاد که عشق من بی خونه شه دیوونته دلم می خوای بیشتر از این دیوونه شه ببین خدا رو خوش میاد من بمونم بدون تو می خوام تمومش بکنم زندگی رو به جون تو ببین خدا رو خوش میاد اما گناه تو چیه چرا توی عاشقیا یکی همش ناراضیه بازم باید آب بریزم پش تو چون مسافری ما بدون منتظره اینجا همیشه شاعری با تشکر از هیچکس |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم آذر 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
اون لحظه کـــه تــو فکرتم، گــريه امــونم نميده غم ميشينه رو آينه، گـريه امـــونم نميده از روزي کـــه نديـدمت، دلتنــگ چشمــاي توام نمي دونم چه حسيه، بي تاب دستهـــاي توام تيـک تيــک ساعت اتاق، صــداي قلبتــو داره گلــدون پشت پنجــره، تــو رو به يــادم مياره ميپيچه عطر نفسهات تو هر کجاي اين خونه از دوري و نبودنت، دلــم چـه تنهــا مي مونه وقتي نباشي پيش مــن قلبم ترک ور ميداره! يــواش يــواش ميشکنه و اشـک منو در مياره اون لحظـه کـه تـــو فکرتم، گــريه امــونم نميده تو اين روزاي بي کسي غم هميشه باهام بوده (شايان نجاتي) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد / به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد
با تشكر از ا.اميني |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند
شب سلیس است و یکدست و باز شمعدانی ها و صدا دار ترین شاخه فصل ماه را می شنوند پلکان جلو ساختمان در فانوس به دست و در اسراف نسیم گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت :ـ بهترین چیز رسیدنم به نگاهی است که از حادثه عشق تر است ممنون از هيچكس |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت توسط یه بنده خدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر قطعات ادبی |
| پیوندها |
|
در انتظار خوشبختی دامان حریر الهه عشق(ستایش خانم) جاودانه خواهم ماند؟(هيچكس) آنجلاس كلبه عشق و عرفان(فاطمه خانم) همسفر عشق خاطرات يك مرده شور |
|
RSS
|